سالنامه ی توفیق مجله ی توفیق مهم ترین مجله فکاهی ایران در سال های میان کودتا ی ۱۳۳۲ و انقلاب ۱۳۵۷ بود. این مجله شیوه ای از طنز نویسی را باب کرد که سال هاست که پا برجاست و هنوز شیوه ی مسلط مجلات فکاهی ایران است. لحن سیاسی باز مجله ی توفیق در سال های دهه ی چهل زبانزد همه بود، ولی در اواخر این دهه با افزایش فشار سیاسی حکومت بر مطبوعات تدریجا توفیق نیز لحن سیاسی خود را کاهش داد و بعدها بسته شد. این سال نامه (۱۳۴۹) یکی از شماره های آخرین سال های توفیق است.
You are currently browsing the monthly archive for 18:20 .
وب سایت کاخ سفید امروز پیام نوروزی باراک اُباما به دولت و ملت ایران را منتشر کرد. نسخه ی زیرنویس دار این پیام را می توانید اینجا ببینید:
* ترجمه ی متن پیام به فارسی:
امروزمی خواهم بهترین آرزوهای خود را به همۀ کسانی که نوروز را در سرتاسر جهان جشن می گیرند تقدیم کنم. این جشن، هم یک آیین باستانی و هم زمانی برای بازآفرینی است و امیدوارم که شما از این فرصت ویژۀ سال برای بودن در جمع دوستان و خانواده بهره گیرید.
من بویژه می خواهم به طور مستقیم با مردم و رهبران جمهوری اسلامی ایران صحبت کنم.
نوروز تنها بخشی از فرهنگ نام آور شماست. هنر، موسیقی، ادبیات و نوآوری شما جهان را به دنیایی زیباتر و بهتر تبدیل کرده است. اینجا، در ایالات متحده، جامعه خود ما هم در پرتو سهمی که آمریکاییان ایرانی تبار ادا کرده اند پربارتر شده است. ما از تمدن بزرگ شما آگاهیم. دستاوردهای شما احترام ایالات متحده و جهان را برانگیخته است.
برای مدتی نزدیک به سه دهه روابط میان دو کشور تیره و تار بوده است. ولی این جشن، یاد آوری برای نقاط مشترک بشریت است که همه ما را به هم پیوند می دهد.از بسیاری جهات شما نیزمانند ما سال نو خود را همانگونه برگزار می کنید که ما جشن می گیریم. با گردآمدن با دوستان و افراد خانواده، مبادلۀ هدایا و داستانها و نگاه به آینده، با احساس تازه ای از امیدواری.
در بطن این جشن ها، نویدی برای یک روز بهتر، امیدی برای فرزندان ما، امنیت برای خانواده های ما، پیشرفت برای جوامع ما و آشتی میان ملتها نهفته است. اینها امیدواریهای مشترکند. اینها رویاهای مشترکند.
پس این فصلی برای آغازی نو است. من میل دارم به روشنی با رهبران ایران سخن بگویم.
ما اختلافاتی جدی داریم که با گذشت زمان بر آنها افزوده شده است. دولت من اکنون به دیپلماسی متعهد است که طیف کاملی از مسائلی را که پیش روی ماست مورد بررسی قرار می دهد و در صدد ایجاد یک پیوند سازنده میان ایالات متحده، ایران و جامعۀ جهانی است. این فرایند با تهدید به پیش نمی رود. به جای آن ما خواستار برقراری ارتباطی صادقانه و مبتنی بر احترام متقابل هستیم.
شما نیز در برابر خود انتخابی دارید. ایالات متحده مایل است که جمهوری اسلامی ایران بر جایگاه راستین خود در جامعۀ بین الملل قرار بگیرد. شما دارای چنین حقی هستید – اما این حق با مسئولیت های واقعی همراه است و به این جایگاه نه از راه ترور یا به مدد جنگ افزار، بلکه از طریق اقدامات مسالمت آمیز که نشان دهندۀ بزرگی حقیقی ملت و تمدن ایران است می توان دست یافت. و معیار سنجش این بزرگی داشتن توانایی برای ویران کردن نیست، نشان دادن توانایی شما برای ساختن و آفریدن است.
بنا براین، به مناسبت فرارسیدن سال نو شما، مایلم شما، مردم و رهبران ایران بدانید که ما در جستجوی چگونه آینده ای هستیم. این آینده ای است همراه با مبادلات تجدید شده میان مردم ما، و فرصتهای بزرگتری برای مشارکت و بازرگانی. این آینده ای است که در آن اختلافات دیرین برطرف شده اند، آینده ای که در آن شما و همسایگانتان و جهان در بعد وسیع ترمی توانیم همه در صلح و امنیت بهتری زندگی کنیم.
من می دانم که این منظور به آسانی تحقق پذیر نیست. کسانی هستند که اصرار دارند ما را بر اساس اختلافاتی که داریم معرفی کنند. اما شایسته است کلماتی را که سالیانی پیش به وسیلۀ سعدی نگاشته شده به خاطر آوریم:
بنی آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند
فرارسیدن یک فصل نو، این انسانیت گرانبها را که همۀ ما در آن مشترکیم به ما یاد آوری می کند. یکبار دیگر به این روح متعالی توسل جسته و نوید آغازی دوباره را بجوییم.
سپاسگزارم. عید شما مبارک
فوریه ی امسال راجر کُهِن مجموعه مقالاتی در نیویورک تایمز در مورد ایران نوشت (پیوندها در ستون کناری) که در ایالات متحده باعث بحث و گفتگوی فراوان شد و عصبانیت بسیاری را بر انگیخت. من شخصا چیزی به جز وصفی دقیق از ایران در مقالات او ندیدم. راجر کُهِن در مقاله اش توضیح می دهد که مقایسه ی ایران با آلمان هیتلری قیاس مع الفارق است و این دو هم در شیوه ی رفتارشان با اقلیت یهودی و هم در اداره ی کشور زمین تا آسمان با هم فرق دارند. به نظر می رسد بسیاری از این منتقدین در امریکا چیزی به جز دنیای خیالی سیاه و سفید خود را به عنوان واقعیت قبول ندارند.
در ویدئو ی زیر راجر کُهِن در کنیسای «ساینای» (سینا) در لس آنجلس در گردهم آیی ای که در مورد نوشته های او برگزار شده به سوالات شرکت کنندگان پاسخ می دهد. در این گردهم آیی خاخام دیوید وُلپه ناظر جلسه ی پرسش و پاسخ است.
برچسب: سیاست
لغتنامه ی دهخدا بالا خره بر روی اینترنت قرار گرفت. معلوم نیست چه کس یا کسانی آن را روی اینترنت گذاشته اند. حتی هویت ثبت کننده ی loghatnaameh.com هم پنهان است. این که چنین پروژه ای توسط نهادی غیر انتفاعی انجام شده یا نه و این که آیا برای این کار از جایی پول گرفته اند یا نه هنوز مشخص نیست، ولی به احتمال زیاد می توان چنین باور داشت که روی اینترنت آوردن لغتنامه کار نهادی فرهنگی و غیر انتفاعی نیست چون اگر چنین بود اسم آن در جایی در وبسایت لغتنامه آمده بود و از منابع پشتیبانی مالی هم تشکری شده بود، همان طور که در مورد لغتنامه ی استاینگس و حییم می توان جزییات منابع مالی، شیوه ی کار، و نکات فنی را در وبسایتشان دید. بامزه اینجاست که با وجود همه ی پنهان کاری ها دست اندرکاران وبسایت لغتنامه ی دهخدا هنوز روی آن را دارند که از مردم کمک مالی بخواهند و عجیب تر آن که عده ای هم کمک می کنند بی آن که بدانند برای کدام شخص یا موسسه پول می فرستند.
موسسه ی دهخدا در سال ۱۳۲۴ (۱۹۴۵ میلادی) در شرایطی تاسیس شد که معدود ناشران داخلی قدرت سرمایه گذاری برای انجام پروژه ای اینچنین و انتشار چنین کتابی را نداشتند. هدف از تاسیس موسسه در دسترس قرار دادن کتاب برای عموم با بهایی مناسب بود. از سال های میانی دهه ی نود میلادی با فراهم بودن رسانه ای مانند اینترنت انتظار می رفت که لغتنامه روی اینترنت قرار گیرد تا هدف اولیه ی تاسیس چنین نهادی تامین شود. به جای این کار به نظر می رسد موسسه ی دهخدا بیشتر در تلاش بود تا از راه انتشار این لغتنامه پولی در بیاورد. لغتنامه ی دهخدا سال ها در فرمت الکترونیک به صورت سی دی موجود بود ولی موسسه آن را بر روی اینترنت عرضه نکرد. نشری پانزده جلدی از لغتنامه و همین طور چاپی دو جلدی از آن انجام شده است ولی هنوز موسسه لغتنامه را روی اینترنت نگذاشته است. شاید هم دست اندرکاران موسسه تا همین چند ماه پیش اصلا نمی دانستند اینترنت یعنی چه. کسی چه می داند؟
به هر حال هر چه هست لغتنامه اکنون روی اینترنت است. هنوز بسیاری از ابزارهایی که یک لغتنامه ی آنلاین باید داشته باشد ندارد، ولی با تمام کمبودها در دسترس است. کاری که بایستی سال ها پیش توسط یک موسسه ای دولتی که تنها برای این کار تاسیس شده انجام می شد توسط عده ای در خارج از کشور به طور پنهانی انجام شده است. شاید چندان هم بد نشده باشد. نفسِ این عمل که مجلس ایران در سال ۱۳۲۴ رای به تحویل این پروژه به دانشگاه تهران داد شاید به این معنی بود که لغتنامه را متعلق به همه ی ملت ایران و به زبانی دیگر «متعلق به عموم» (public domain) می دانست. هدف این بود که لغتنامه در اختیار همگان قرار گیرد و این چیزی است که با انتشار اینترنتی آن میسر شده است.
ناکارآمدی موسسه ی دهخدا را با حسابی سرانگشتی در مقایسه با موسسه ی فرهنگنامه های جنوب آسیا می توان فهمید. موسسه ی دهخدا با پنجاه و چند سال عمر و بهره وری از امکانات مالی دولتی و حمایت علمی دانشگاه تهران حاصلی جز چاپ یک لغتنامه ی پانزده جلدی، یک سی دی بی مصرف (که من هیچ وقت نتوانستم از آن استفاده کنم)، و برگزاری تعدادی کلاس زبان فارسی نداشته است. موسسه ی فرهنگنامه های جنوب آسیا در مدت سه سال (۲۰۰۲-۱۹۹۹) با تعداد معدودی کارمند، حمایت علمی دانشگاه شیکاگو و کلمبیا، و بودجه ای معادل چهارصد و پنجاه و سه هزار و هفتاد و یک دلار توانسته است سی و پنج لغتنامه به زبان های جنوب آسیا را با کیفیتی خوب و به شیوه ای علمی دیجیتال کند و روی اینترنت قرار دهد (گزارش به صورت PDF). ناکارآمدی موسسه ی دهخدا حتی در مقایسه با ناشرین داخلی نیز کاملا مشهود است: انتشارات فرهنگ معاصر در مدت ۲۸ سال موفق به تولید و نشر ده ها واژه نامه شده است که بسیاری از آنها محصول واحد پژوهش همین انتشارات اند.
بامزه این جاست که روی اینترنت رفتن لغتنامه باعث شده که موسسه ی دهخدا هم تکانی به خودش بدهد و به تکاپو بیفتد کاری را که سال ها پیش باید انجام می داد انجام دهد. مدیر موسسه ،حمیدرضا مرادی، در مصاحبه ای با خبرگزاری مهر گله مند است که سایت های «میبوسرچ» و «لغتنامه دات کام» بدون مجوز این کار را کرده اند. کسی نیست بپرسد شما که سال ها مجوز داشتید و برای این کار پول می گرفتید و دم و دستگاهی برقرار کرده بودید چرا این کار را زودتر نکردید؟ انگار حفظ مجوز برای آقایان از انجام کارشان مهم تر است. حالا اگر موسسه ی دهخدا قادر به انجام وظیفه اش نیست ولی چند نفر در خارج از کشور می توانند لغتنامه را در دسترس همگان قرار دهند اشکال آن چیست؟




